چندی از آغاز سال تحصیلی حوزههای علمیه گذشته است، اما هنوز فرصت اندیشیدن درباره اینکه طلبگی را چگونه باید پیش برد تا درس و پژوهش، اخلاق و مسئولیت اجتماعی در کنار یکدیگر رشد کنند، فراهم است. پاسخ به این پرسش، تنها در تنظیم برنامه درسی یا انتخاب کتاب خلاصه نمیشود؛ طلبگی مسیری است که از پرسشگری آغاز میشود، با دانشاندوزی و خودسازی ادامه مییابد و در خدمت به مردم و پاسخگویی به نیازهای فکری جامعه معنا پیدا میکند.
در کتاب «بدان، ایَّدَکَ الله» مجموعهای از دیدگاهها و توصیههای آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، قائد شهید امت اسلامی، درباره حوزه و روحانیت گرد آمده است. در این کتاب بخشی از این تأکیدها، ناظر به شیوه درسخواندن و پرورش ذهن نقاد است. رهبر شهید انقلاب در دیدار جمعی از استادان، فضلا و طلاب نخبه حوزه علمیه قم در دوم آبان ۱۳۸۹ چنین گفتهاند: «معروف بود میگفتند: «بدان، ایَّدَکَ الله»- چرا گفت بدان و نگفت بخوان؟ - منظور این است که اولاً حس سؤالپردازی را در طلبه زنده کند، بعد هم به او تفهیم کند که خواندن مراد نیست، دانستن مراد است. این بایستی برای برنامهریزان ما واقعاً به صورت یک دستورالعمل جامع باشد».
این تمایز میان «خواندن» و «دانستن» نقطه آغاز مناسبی برای فهم دیگر توصیههاست: درسخواندن باید به فهم بینجامد و فهم نیز باید قدرت تحلیل، گفتوگو و پاسخگویی ایجاد کند. در ادامه، مروری میکنیم بر چند محور از این توصیهها که میتوانند در آغاز سال تحصیلی، راهنمایی برای طلاب و برنامهریزان آموزشی باشند.
طلبگی؛ تخصصی با مسئولیتی فراتر
پرسش درباره ارزش طلبگی، گاهی در مقایسه با حرفهها و تخصصهای دیگر مطرح میشود: چرا کسی این مسیر را انتخاب میکند و حاصل کار او چه نسبتی با نیازهای جامعه دارد؟ پاسخ نقلشده در کتاب، بر مسئولیت ویژه هدایت و تربیت دینی تکیه دارد. براساس این نگاه، ارزش طلبگی در عنوان یا جایگاه اجتماعی خلاصه نمیشود؛ در آمادگی برای کاری است که به دانش دینی، شناخت انسان و توان همراهی فکری و معنوی با مردم نیاز دارد. همین مسئولیت، جدیگرفتن درس را ضروریتر میکند: «ارزش طلبگی به این است که شما دارید خود را آماده میکنید برای کاری که هیچ چیز جایگزین آن کار نمیتواند بشود. هیچ تخصصی مُغنی از این تخصص نیست و این از همه تخصصهای موجود و کسانی که صاحبان این تخصصها هستند، تأثیرش بیشتر و اهمیتش بیشتر است. با هر معیاری از این معیارهای معنوی که حساب کنیم، ارزش طبیبان روحانی و هدایتگران مردم از همه تخصصها بالاتر است. این ارزش طلبگی است. درس دارید میخوانید برای اینکه بشوید روحانی و این کارها را انجام بدهید. خُب حالا درس را [هم] باید خوب خواند».
این سخنان در دیدار مدیران، مدرسان و طلاب حوزههای علمیه استان تهران در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ بیان شده است. پیوند میان هدف بلند و تلاش علمی در این بخش، روشن است: اهمیت اجتماعی یک رسالت، جایگزین دانش نمیشود؛ بلکه بر ضرورت کسب دقیق و عمیق آن میافزاید.
نقشآفرینی غلط، از نقشآفرین نبودن خسارتبارتر است
در توصیههای مربوط به تحصیل، تأکید بر پیگیری جدی درس جایگاه محوری دارد. مشکلات احتمالی برنامه آموزشی، بهتنهایی مجوز کنارگذاشتن درس نیست؛ اصلاح برنامه و پایبندی به مطالعه، دو موضوع جداگانهاند. در نقل زیر، تأکید میشود دانش، پایه انجام مسئولیتهای حوزوی است و فعالیت بدون آمادگی علمی میتواند به نتیجهای نادرست بینجامد: «درس خواندن را جدی بگیرید عزیزان! نگویید چون این برنامه فلان عیب را دارد، پس برنامه هیچ؛ نه. تا برنامه تغییر نکرده است، همین برنامهای که وجود دارد، باید با جدیت دنبال شود. باید درس بخوانید. تا قبل از اتمام دوره سطح، توصیه من این است: طلابی که مشغول به سطوح هستند، تا قبل از آنکه از سطح خارج شوند، به هیچ کار دیگر غیر از درس نپردازند. درس بسیار جدی است؛ درس بسیار مهم است؛ علم و سواد، پایه اصلی است؛ بدون آن هیچ نقشی نمیتوانید ایفا کنید، یا درست نمیتوانید ایفا کنید. نقشآفرینی غلط، از نقشآفرین نبودن به مراتب خسارتبارتر است».
این توصیه در اجتماع بزرگ استادان، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه، در ۱۴ مهر ۱۳۷۹ بیان شده است. مضمون آن، بهویژه برای آغاز سال تحصیلی، دعوتی است بر تمرکز بر یادگیری در دورههای پایه، فرصتی که پشتوانهای برای فعالیتهای بعدی خواهد بود.
شناخت تاریخی و اجتماعی انقلاب
یکی دیگر از محورهای مطرحشده، توجه به اهمیت انقلاب اسلامی در تاریخ معاصر است. در این نگاه، آشنایی با یک رخداد تاریخی صرفاً حفظ تاریخها و روایتها نیست؛ باید امکان ارزیابی پیامدها و فهم جایگاه آن در تجربه جامعه ایران و نگاه دیگر ملتها را فراهم کند. امام شهید در دیدار استادان و طلاب تهرانی در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، فرمودند: «حادثه انقلاب، یک حادثه عظیم و فوقالعاده و محیّرالعقولی بود. ما حالا عادت کردهایم به این، [اما] کسانی که از بیرون نگاه میکنند به حادثه انقلاب و قضاوت میکنند درباره حادثه انقلاب، عظمت این حرکت را، این حادثه را، این پدیده را بیشتر از ما درک میکنند. ما چون در جریان بودیم، خیلی توجه نمیکنیم، خیلی دربارهاش اهتمام نمیورزیم برای ارزیابی و تقویم این حادثه».
طلبه تراز؛ دانش، استدلال و ارتباط با جهان
تصویر ارائهشده از طلبه مطلوب، به یک نقش یا جایگاه محدود نیست. در این تصویر، دانش دینی باید با توان استدلال، شناخت پرسشهای نو و قدرت انتقال روشن مفاهیم همراه شود. همچنین تولید کتاب و مقاله و حضور در گفتوگوی علمی، بخشی از افق مورد انتظار است. در دیدار طلاب و استادان مدرسه علمیه آیتالله مجتهدی در ۲۱ خرداد ۱۳۸۳، چنین آمده است: «روزی که در جامعه و کشور ما ۱۰۰ نفر، ۵۰۰ نفر، هزار نفر شخصیت روحانی مثل امام باشند، شما ببینید چه حرکت عظیمی در این جامعه به وجود خواهد آمد. وقتی در جامعه ما صدها نفر شخصیت دارای دانش دین و مسلطِ بر منطق و استدلال دینی، در فلسفه و کلام و فلسفه جدید و مُحاجّه با شبههافکنان وجود داشته باشند، ببینید چه اتفاق عظیمی در جامعه میافتد. وقتی به وسیله همین مجموعه، هزاران کتاب، مجله و مقالههای علمی در سطح دنیا با زبانهای مختلف منتشر شود، شما ببینید چه خورشید فروزانی از این نقطه عالم بر همه فضای فکری جهان بشری پرتو خواهد افکند. همه اینها شدنی است؛ خیالات نیست. منتها باید دست دراز کرد، خود را به این واقعیت رساند و آن را گرفت؛ این کار همت میخواهد».
خدمت؛ جهتدهنده مسیر تحصیل
درسخواندن، در این توصیهها هدفی جدا از جامعه ندارد. طلبه از آغاز مسیر باید نسبت میان رشد علمی خود و مسئولیتی را که در قبال جامعه برعهده میگیرد، در نظر داشته باشد. در دیدار روحانیون و طلاب ایرانی و خارجی در مدرسه فیضیه قم در ۱۶ آذر ۱۳۷۴، آمده است: «امروز هر کس برای تعلیم و تربیت وارد حوزه میشود، باید این در ذهنش باشد که من امروز به اندازه وسع و توانم، طلبه فاضل، مُدرّس معروف، مرجع یا از ارکان حوزه میشوم تا به نظام جمهوری اسلامی و مسئولانش کمک کنم. طلبه باید از ابتدا تا پایان، این روال و مسیر را در نظر داشته باشد. این، باید در حوزه علمیه به یک فرهنگ تبدیل شود».
مراقبت از آفتِ گمکردن هدف
در مسیر طولانی تحصیل، تنها کمبود امکانات یا دشواری درس مسئلهساز نیست؛ پراکندگی، بیاعتنایی به وظایف و فراموشکردن مقصد نیز میتواند پیشرفت را متوقف کند. در سخنان نقلشده، این وضعیت به مسافری تشبیه شده که در میانه راه، بهسبب جذابیتهای مقطعی، مقصدش را از یاد میبرد. در اجتماع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در اول اسفند ۱۳۷۰، چنین آمده است: «[اینکه] طلبه امروز ما به درس خواندن بیاعتنایی کند یا به دیانت خود و تعبّد خود و تلاش فردی اخلاقی خود بیاعتنا بماند یا استعداد خود را به کار نیندازد یا هدف خود را گم کند... یا در اثنای راه از آن سمت یا آن سمت [دیگر]، منظرهای به چشم رسید، نشناخته و ندانسته به سمت آن راه بیفتد و از هدف غافل بشود، همه اینها آفات ما است؛ آفات راه ما است. طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین، این راه را بایستی ادامه بدهد».
تأکید بر معرفت و یقین، در کنار مراقبت از دیانت، اخلاق و استعداد، یادآور آن است که پایداری در مسیر طلبگی تنها با برنامهریزی بیرونی بدست نمیآید. خودارزیابی و بازگشت منظم به هدف میتواند کمک کند فعالیتهای روزمره، جای مقصد اصلی را نگیرند.
مجموع این توصیهها، از ارزش طلبگی و ضرورت درسخواندن تا شناخت تاریخی، خدمت اجتماعی، مراقبت از هدف و مطالعه آثار فکری، بر چند اصل مشترک تکیه دارد: طلبه باید بپرسد و بفهمد، دانش را جدی بگیرد، توان خود را پرورش دهد و نسبت میان آموختههایش و مسئولیتهایش را روشن نگه دارد.
منبع: کتاب «بدان، ایَّدَکَ الله»، چاپ مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، بههمراه ارجاعات به دیدارها و نرمافزار «حوزه و روحانیت»




نظر شما